" ببخش مرا ...
قد نمی دهد سوادم ، بخوانم ناز نگاهت ،
کَر می کند ، گوش هایم را هیاهوی باد ، میان موهایت ...
دلم دیگر دل نیست !
عطر تنت را گم کرده ام ...
دیگر خواب سراغم را نمی گیرد بی نوازش هایت ...
با تلخند هایم عشق بازی می کنم ...
خودم را هم ، گم کرده ام ... پیدایم کردی
بفرست من را به همان نشانی همیشگی...! "