ناغافل
بیدار شوی ببینی
روی ریل خوابت برده است
و قطاری که ساعاتی قبل رفته است
همآغوشت را سوار کرده
بیدار شوی
دنیا تنهایی تو را رقم زده باشد
و دست هایت بوی خون بدهد
بیدار شوی
زیر سیگاریت برجا باشد
و خاطره ای که دود شده است...

هیچ نظری موجود نیست: