Solitude Album
آلبوم تنهایی
اگر کنارم بودی
اگر کنارم بودی
حرف زیادی برای گفتن باقی نمی ماند
چشم ها
همه حرف ها را می زدند
و دست ها
دیگر درگیر نوشتن نبود
حرف
باشد
اصلا هرچه تو بگویی
فقط کاش
دوباره
چیزی بگویی
کاش باران می دانست
وقتی که می بارد
دلم برای
چتر تو
قدم زدن با تو
خندیدن با تو
...
عزیزکم
چقدر دلم برایت تنگ شد
گـل
عزیزم
حرف زیادی برای گفتن ندارم
جز اینکه امسال هم
برای سهیم شدن در شادی روزت
آمدم
و تو باز هم نبودی
فقط می ماند این گل ها
که همراه دلم
روی سنگ قبرت
پیر می شوند
قاصدک
از قاصدک هم خواهش کردم
تا مرا
به تو برساند
آخر چه می شود همین یک بار فقط ؟
اما عزیزم
تو فقط اخم نکن
با اخم تو هم دل من می گیرد
هم دل همه قاصدک ها
نگاه
عزیزم
نگاه کن
مرگ همین نزدیکی است
وقتی که تو کنارم نیستی
آخر تو را می خواست چه کار ؟
آسمان که خودش
خورشید و مهتاب و این قدر ستاره داشت
آخر تو را می خواست چه کار ؟
گلم
نوازش
این آسمان
برای باریدن
فقط نوازش تو را کم دارد
دلم ابری تر از همیشه است
عزیزکم
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)