" حرف ها را
گاه باران،
در چشمم می گذارد
و گاه چشمت،
بر زبانم.
من تنها شاید
از عصیان های ساکت یک دیوانه
تا تبِ بوسه هایی شبیه انار را
برای دفترم،
با خنده می خوانم. "

هیچ نظری موجود نیست: