چه فرقی میکند ؟
چه فرقي مي کند
به حال قيچي
که مرا از تو ببرد
يا تو را از من
هيچ مي داني تو که رفتي
زن همسايه استامينوفن تجويز کرد
و ابر هاي باراني چتر تعارف کردند
زندگي
به من خنديد
که طناب دار را به شاخهء خشک چنار بسته بودم
دلش به حالم سوخت
آنقدر که خانه را به آتش کشيد
هيچ مي داني تو که رفتي
ديگر هيچ کليدي دهان زن همسايه را نبست
اينجا
همه فرياد زدن ياد گرفتند
به حال قيچي
که مرا از تو ببرد
يا تو را از من
هيچ مي داني تو که رفتي
زن همسايه استامينوفن تجويز کرد
و ابر هاي باراني چتر تعارف کردند
زندگي
به من خنديد
که طناب دار را به شاخهء خشک چنار بسته بودم
دلش به حالم سوخت
آنقدر که خانه را به آتش کشيد
هيچ مي داني تو که رفتي
ديگر هيچ کليدي دهان زن همسايه را نبست
اينجا
همه فرياد زدن ياد گرفتند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر