دلتنگی که افسار گسیخته شود
بهانه های گریه لحظه ایست

خیابان بستریست برای باز شدن بغض ها

حتی اصرار کودکی برای داشتن چیزی چشمانت را تازه می کند
گوشهای دردودلت جز هق هق نمی شنود

دلتنگی که افسار گسیخته شود / شانه هایت منار جنبان است

ایستاده می لرزد

دلتنگی های من تا مرز سکوت مثل افکارم تا مرز سقوط پیش رفته است
دلم به همین سادگی سخت تنگ است ...

هیچ نظری موجود نیست: