قطره های باران ....
نقش دلواپسی می کشند
روی شیشۀ پنجره ها
دلواپسی های مزمن
و برق چشم های منتظر
از لا به لای قطره ها
و حسرت دیدار.....
که از آن حجم خیال
لبریز می شود
راستی در غیبت خورشید
کدام ابر سیاه
زایندۀ این باران بود؟
که در این شهر...
همه پنجره ها می گریند
نقش دلواپسی می کشند
روی شیشۀ پنجره ها
دلواپسی های مزمن
و برق چشم های منتظر
از لا به لای قطره ها
و حسرت دیدار.....
که از آن حجم خیال
لبریز می شود
راستی در غیبت خورشید
کدام ابر سیاه
زایندۀ این باران بود؟
که در این شهر...
همه پنجره ها می گریند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر